Tuesday, January 26, 2010

اجراى طرح «مدرسه زندگى» در ۶ هزار مدرسه كشور

مديركل دفتر مشاوره امور تربيتى و تحصيلى وزارت آموزش و پرورش خبر داد
مرحله اول طرح «مدرسه زندگى» در شش هزار مدرسه سراسر كشور اجرا مى شود. اميرى در گفتگو با ايسنا، در توضيح خبر فوق، به بيان جزييات اجراى مرحله اول طرح «مدرسه زندگى» در شمارى از مدارس كشور پرداخت و گفت: مرحله اول طرح «مدرسه زندگى» در هشت مدرسه از هر منطقه به تفكيك جنسيت و دوره هاى تحصيلى ابتدايى، راهنمايى، متوسطه نظرى، متوسطه فنى و حرفه اى يا كاردانش اجرا خواهد شد. وى در ادامه اهداف اجراى طرح «مدرسه زندگى» را در كشور برشمرد و با انتقاد از غالب بودن فضاى كنكور بر جو مدارس كشور كه تاكنون بارها از سوى كارشناسان و مسئولان مختلف نظام آموزشى مورد اشاره و انتقاد قرار گرفته است، خاطرنشان كرد: محور اجراى طرح «مدرسه زندگى» در كشور، كمرنگ كردن سايه كنكور بر سطح مدارس است و از اين رو مى توان گفت كه تنها راهكار عملى برون رفت از اين مشكل، تغيير رويه از «مدرسه كنكور» به سوى «مدرسه زندگى» است. اين مقام مسئول وزارت آموزش و پرورش در عين حال يادآور شد: تغيير رويكرد و رويه از «مدرسه كنكور» به سوى «مدرسه زندگى»، نيازمند ايجاد برخى تغييرات زيرساختى و معرفت شناختى عميق در سطوح ستاد و صف است كه مقدمات اين امر با تشكيل كميته تحول بخشى فعاليت هاى پرورشى و تدوين سند راهبردى معاونت پرورشى، تربيت بدنى و چارچوب كلى و دستورالعمل اجرايى طرح مدرسه زندگى فراهم شده است

بازگشت ساعات کار موظف هفتگی مشاوران

به نقل از سايت دفتر مشاوره امور تربيتي و تحصيلي وزارت آموزش و پرورش
محمدعلی امیری مدیرکل دفتر مشاوره امور تربیتی و تحصیلی اعلام کرد : در راستای تقویت فعالیت های پرورشی و ارائه خدمات مطلوب راهنمایی و مشاوره به دانش آموزان و ارتقای انگیزه کاری مشاوران مدارس - جناب آقای دکتر حاجی بابایی وزیر محترم آموزش و پرورش در جلسه ای با مدیرکل اداره امور اداری و تشکیلات خواستار بازگشت ساعات کار موظف هفتگی مشاوران به روال گذشته (۲۴ساعت در هفته) شدند. در صورت فراهم شدن تمهیدات لازم و سیر مراحل اداری طرح مذکور از مهرماه ۱۳۸۹ اجرایی خواهد شد

علل ناپايداري ازدواج


از جمله عواملي كه سلامت خانواده را تهديد مي كنند عبارتند از

يك -‌ عدم شناخت و آگاهي به اصول زندگي مشترك:‌" توانايي" در" دانايي " است . براي ازدواج و زندگي مشترك موفق ، كسب دانايي هايي لازم است و مانند هر ‌امر ديگري بايد مهارت هاي مربوط به آن را كسب كرد و در فرآيند زندگي مشترك به كاربرد. در برخي از ‌خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به يكديگر، عدم آگاهي نسبت به اهداف و انگيزه هاي ازدواج ، ‌بي انصافي ها، پيش داوري ها، فريب كاري ها ، عدم احساس مسئوليت و بي توجهي به اصول اخلاقي ، بنياد ‌خانواده متزلزل مي شود.مهمترين عاملي كه موجب آسيب پذيري خانواده مي شود، عدم شناخت و انحراف از ‌هدف هاي ازدواج است. زن و شوهري كه هدف هاي ازدواج و تشكيل خانواده را نشناخته و يا فراموش ‌كرده اند، در كدام مسير حركت مي كنند؟ كدام روش و وسيله را براي نيل به كدام هدف انتخاب مي كنند؟ هنگامي ‌كه راجع به خانواده صحبت مي شود، معمولا زن ها و شوهرهابه گونه اي برخورد مي كنند كه گويا همه چيز را ‌درباره خانواده مي دانند. هركس به خود اجازه مي دهد راجع به خانواده اظهار نظر كند و چون هركس در خانواده ‌رشد كرده ، تصور مي كند دانش و آگاهي لازم را دارد. در حالي كه اين طور نيست و براي انجام هر كاري و ‌ايفاي هر نقشي به آموزش ، كارآموزي و مهارت آموزي نياز است

دو -‌ سست شدن باورهاي مذهبي: شايد مهمترين عاملي كه بنياد خانواده را تهديد مي كند، سست شدن باورهاي مذهبي و اصول اخلاقي و فقدان ‌معنويت باشد. هرگاه زن و شوهر در روابط خود، خدا را فراموش كنند و در حضور و غياب يكديگربه گونه اي ‌برخورد كنند كه خدا غايب است، با دست خود كانون خانواده را به سوي تزلزل و نابودي سوق داده اند . ‌يكي از رسم هاي پسنديده هنگام عقد ازدواج، گذاشتن قرآن بر سر سفره عقد است. به نظر مي رسد اين رسم به ‌معني آن است كه زن و شوهر به قرآن اعتقاد دارند و به آنچه كه قرآن گفته عمل مي كنند و قرآن را در زندگي و ‌پيوند مشترك خود حاكم و داور قرار مي دهند و خداوند را حاضر و ناظر به اعمال ، رفتار و گفتارشان مي دانند . ‌حال چنانچه اين وضعيت تغيير كند و اين اعتقادات و باورها سست شود و از بين برود ، سلامت و تعادل خانواده ‌به خطر مي افتد. زماني كه ارزش ها، نگرش ها و باورهاي حاكم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبي ، ‌مصلحت گرايي، مادي گرايي و سودطلبي استوار باشد، بي شك روابط انساني از معنويت تهي مي شود. اين نوع ‌روابط بسيار سست و شكننده خواهد بود و به محض بروز موقعيتي خاص مانند بي پولي ، تنگدستي ، بيماري ، ‌كهولت و افزايش سن و نظاير آن از درون متلاشي مي گردد و با هر بهانه اي از هم مي گسلد

سه -‌ عدم صداقت و فريبكاري: جوهر روابط سالم ميان زن و شوهر صداقت است. صداقت اعتماد را بنياد مي نهد. زن يا شوهري كه با همسر ‌خود صادق نيست و با دادن وعده و وعيدها مي خواهد زندگي كند ، با رفتار خود كانون گرم و صميمي خانواده را ‌دچار تزلزل مي كند. زن و شوهري كه از واقعيت ها دور هستند و در عالم اوهام و تخيلات زندگي مي كنند ، آيا مي توان گفت كه زندگي زناشويي موفقي خواهند داشت؟ گاهي اوقات پنهان كردن حقايق (مخفي كاري) و فريب ‌دادن (فريب كاري) موجب مي شود اركان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسيب ببيند

چهار-‌ عدم توجه به نيازهاي همسر: ‌ زوج هاي موفق كساني هستند كه در صدد ارضاي نيازهاي همسر خود مي باشند. بنابراين هر زن يا شوهري ‌وظيفه دارد نيازهاي جسمي و روحي همسرش را بشناسد و در مقام ارضاي آنها برآيد.ارضاي نيازها به طريق ‌درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ايجاد امنيت رواني زوجين منجر مي شود و در نتيجه سلامت خانواده ‌تأمين مي گردد. براي مثال هر انساني نياز به " امنيت "، "محبت" ، "توجه و احترام " دارد. لذا هرگاه اين گونه ‌نيازها از طرف همسر تأمين نشود ، فرد احساس ناامني رواني مي كند و بهداشت رواني خانواده مختل مي شود

پنج -‌ ابهام و افراط در انتظارها ‌: به طورمعمول مشخص كردن انتظارها در روابط ، باعث معين شدن وظايف و حدود روابط افراد مي شود. در ‌خانواده هايي كه انتظارهاي متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، روابط آسيب پذيراست و زوجين دقيقاً نمي ‌دانند نسبت به يكديگرچه وظايفي برعهده دارند.تفاوت و تعارض در انتظارات موجب مي شود فضايي نامساعد و كينه توزانه به وجود آيد. گاهي ‌اوقات داشتن توقعات بيش از حد از همسر، مثل اينكه انتظار داشته باشيم او همچون فرشته باشد ، يا معلومات ‌بسياري داشته باشد ، يا در نظم و ترتيب سرآمد ديگران به حساب آيد، سلامت خانواده را در معرض تهديد قرار ‌مي دهد

شش -‌ دخالت ديگران: اكثر پژوهش هاي انجام شده در ايران درباره طلاق ، اين حقيقت را منعكس كرده كه دخالت ديگران مانند ‌اقوام و آشنايان ، والدين زن يا شوهر موجب شعله ورشدن اختلافات زن و شوهر مي گردد و در نهايت به طلاق و ‌جدايي منجر مي شود. زن يا شوهر به ويژه در اوايل زندگي مشترك توسط ديگران به طور ناشيانه راهنمايي و يا ‌در برخي موارد تحريك مي شوند.گاهي اوقات مادرشوهر يا پدرشوهر و مادرزن يا پدر زن عليرغم علاقه ، در ‌زندگي مشترك فرزندانشان مزاحمت ها و آسيب هايي را به وجود مي آورند

هفت -‌ مسائل اقتصادي و مالي: انسان ها نيازهاي مادي دارند كه بايد در حد متعادل ارضا شود، اما مسائل مادي نبايد همه امور را تحت ‌الشعاع قرار دهد. زندگي زناشويي نشيب و فراز دارد و زن و شوهر بايد با رعايت صرفه جويي، قناعت و عدم ‌تجمل گرايي، مسائل اقتصادي زندگي مشترك خود را تنظيم و اداره كنند. گاهي اوقات مسائل مالي و اقتصادي ‌بهانه هستند و زماني كه از زن يا شوهر سؤال مي شود كه چرا با يكديگر سازش نداريد؟ به اين گونه مسائل اشاره ‌مي نمايند و در نهايت "عدم توافق" و "عدم تفاهم" را عامل اصلي طلاق و جدايي معرفي مي كنند. بديهي است ‌كه اين عامل كلي و مبهم ( عدم توافق ) نمي تواند ما را به سوي شناخت عواملي كه سلامت خانواده را تهديد مي‌كنند، هدايت كند

هشت -‌ موانع فرهنگي و طبقاتي: گاه فرهنگ زن يا مرد به لحاظ عدم تناسب يا تضاد، سلامت خانواده را تهديد مي كند. براي مثال ‌ناهماهنگي فرهنگي و طبقاتي زن و شوهر ( مانند فرهنگ شهري در مقابل فرهنگ روستايي ) گاهي باعث تهديد ‌بنياد خانواده مي شود. ‌متأسفانه بعضي افراد به تعهدات اخلاقي و ارزش هاي حاكم مقيد نيستند و اين مسئله موجب مي شود زن و شوهر ‌در ظاهر زير يك سقف با يكديگر زندگي كنند، اما روح آنها از همديگر فاصله داشته باشد. در اين وضعيت زن ‌يا شوهر با " منم منم" گفتن !! و تفاخر به اصل و نسب خود، سعي مي كند همسر خود را سرزنش و تحقير كند. ‌بديهي است در چنين خانواده اي احساس حقارت هر يك از زوجين موجب مي شود فضاي رواني و عاطفي ‌نامساعدي به وجود آيد و زوجين از يكديگر متنفر شوند

نه -‌ هوسراني و ازدواج مجدد: عامل ديگري كه سبب آسيب زايي خانواده مي شود تنوع طلبي يا هوسراني است كه فرد به فرمان احساسات خود ، با فرد ديگري غير از همسر خود ارتباط برقرار مي كند و رابطه خود با همسر ‌قبلي را سست مي نمايد . در اين شرايط عواملي از قبيل زيبايي و يا ثروت طرف مقابل موجب گرايش به روابطي ‌خارج از چارچوب خانواده يا برقراري روابط پنهاني مي شود. اين وضعيت موجب مي شود روابط زن و شوهر ‌مخدوش گردد، بنياد خانواده سست شود و سرنوشت فرزندان به خطر افتد

ده -‌ سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات‌: مهمترين عامل آسيب پذيري خانواده ، بروز سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات است. بنابراين هر يك از زن و شوهر ‌به سهم خود مسئوليت دارند كه از به وجود آمدن سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات پيشگيري كنند