Tuesday, January 26, 2010

اجراى طرح «مدرسه زندگى» در ۶ هزار مدرسه كشور

مديركل دفتر مشاوره امور تربيتى و تحصيلى وزارت آموزش و پرورش خبر داد
مرحله اول طرح «مدرسه زندگى» در شش هزار مدرسه سراسر كشور اجرا مى شود. اميرى در گفتگو با ايسنا، در توضيح خبر فوق، به بيان جزييات اجراى مرحله اول طرح «مدرسه زندگى» در شمارى از مدارس كشور پرداخت و گفت: مرحله اول طرح «مدرسه زندگى» در هشت مدرسه از هر منطقه به تفكيك جنسيت و دوره هاى تحصيلى ابتدايى، راهنمايى، متوسطه نظرى، متوسطه فنى و حرفه اى يا كاردانش اجرا خواهد شد. وى در ادامه اهداف اجراى طرح «مدرسه زندگى» را در كشور برشمرد و با انتقاد از غالب بودن فضاى كنكور بر جو مدارس كشور كه تاكنون بارها از سوى كارشناسان و مسئولان مختلف نظام آموزشى مورد اشاره و انتقاد قرار گرفته است، خاطرنشان كرد: محور اجراى طرح «مدرسه زندگى» در كشور، كمرنگ كردن سايه كنكور بر سطح مدارس است و از اين رو مى توان گفت كه تنها راهكار عملى برون رفت از اين مشكل، تغيير رويه از «مدرسه كنكور» به سوى «مدرسه زندگى» است. اين مقام مسئول وزارت آموزش و پرورش در عين حال يادآور شد: تغيير رويكرد و رويه از «مدرسه كنكور» به سوى «مدرسه زندگى»، نيازمند ايجاد برخى تغييرات زيرساختى و معرفت شناختى عميق در سطوح ستاد و صف است كه مقدمات اين امر با تشكيل كميته تحول بخشى فعاليت هاى پرورشى و تدوين سند راهبردى معاونت پرورشى، تربيت بدنى و چارچوب كلى و دستورالعمل اجرايى طرح مدرسه زندگى فراهم شده است

بازگشت ساعات کار موظف هفتگی مشاوران

به نقل از سايت دفتر مشاوره امور تربيتي و تحصيلي وزارت آموزش و پرورش
محمدعلی امیری مدیرکل دفتر مشاوره امور تربیتی و تحصیلی اعلام کرد : در راستای تقویت فعالیت های پرورشی و ارائه خدمات مطلوب راهنمایی و مشاوره به دانش آموزان و ارتقای انگیزه کاری مشاوران مدارس - جناب آقای دکتر حاجی بابایی وزیر محترم آموزش و پرورش در جلسه ای با مدیرکل اداره امور اداری و تشکیلات خواستار بازگشت ساعات کار موظف هفتگی مشاوران به روال گذشته (۲۴ساعت در هفته) شدند. در صورت فراهم شدن تمهیدات لازم و سیر مراحل اداری طرح مذکور از مهرماه ۱۳۸۹ اجرایی خواهد شد

علل ناپايداري ازدواج


از جمله عواملي كه سلامت خانواده را تهديد مي كنند عبارتند از

يك -‌ عدم شناخت و آگاهي به اصول زندگي مشترك:‌" توانايي" در" دانايي " است . براي ازدواج و زندگي مشترك موفق ، كسب دانايي هايي لازم است و مانند هر ‌امر ديگري بايد مهارت هاي مربوط به آن را كسب كرد و در فرآيند زندگي مشترك به كاربرد. در برخي از ‌خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به يكديگر، عدم آگاهي نسبت به اهداف و انگيزه هاي ازدواج ، ‌بي انصافي ها، پيش داوري ها، فريب كاري ها ، عدم احساس مسئوليت و بي توجهي به اصول اخلاقي ، بنياد ‌خانواده متزلزل مي شود.مهمترين عاملي كه موجب آسيب پذيري خانواده مي شود، عدم شناخت و انحراف از ‌هدف هاي ازدواج است. زن و شوهري كه هدف هاي ازدواج و تشكيل خانواده را نشناخته و يا فراموش ‌كرده اند، در كدام مسير حركت مي كنند؟ كدام روش و وسيله را براي نيل به كدام هدف انتخاب مي كنند؟ هنگامي ‌كه راجع به خانواده صحبت مي شود، معمولا زن ها و شوهرهابه گونه اي برخورد مي كنند كه گويا همه چيز را ‌درباره خانواده مي دانند. هركس به خود اجازه مي دهد راجع به خانواده اظهار نظر كند و چون هركس در خانواده ‌رشد كرده ، تصور مي كند دانش و آگاهي لازم را دارد. در حالي كه اين طور نيست و براي انجام هر كاري و ‌ايفاي هر نقشي به آموزش ، كارآموزي و مهارت آموزي نياز است

دو -‌ سست شدن باورهاي مذهبي: شايد مهمترين عاملي كه بنياد خانواده را تهديد مي كند، سست شدن باورهاي مذهبي و اصول اخلاقي و فقدان ‌معنويت باشد. هرگاه زن و شوهر در روابط خود، خدا را فراموش كنند و در حضور و غياب يكديگربه گونه اي ‌برخورد كنند كه خدا غايب است، با دست خود كانون خانواده را به سوي تزلزل و نابودي سوق داده اند . ‌يكي از رسم هاي پسنديده هنگام عقد ازدواج، گذاشتن قرآن بر سر سفره عقد است. به نظر مي رسد اين رسم به ‌معني آن است كه زن و شوهر به قرآن اعتقاد دارند و به آنچه كه قرآن گفته عمل مي كنند و قرآن را در زندگي و ‌پيوند مشترك خود حاكم و داور قرار مي دهند و خداوند را حاضر و ناظر به اعمال ، رفتار و گفتارشان مي دانند . ‌حال چنانچه اين وضعيت تغيير كند و اين اعتقادات و باورها سست شود و از بين برود ، سلامت و تعادل خانواده ‌به خطر مي افتد. زماني كه ارزش ها، نگرش ها و باورهاي حاكم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبي ، ‌مصلحت گرايي، مادي گرايي و سودطلبي استوار باشد، بي شك روابط انساني از معنويت تهي مي شود. اين نوع ‌روابط بسيار سست و شكننده خواهد بود و به محض بروز موقعيتي خاص مانند بي پولي ، تنگدستي ، بيماري ، ‌كهولت و افزايش سن و نظاير آن از درون متلاشي مي گردد و با هر بهانه اي از هم مي گسلد

سه -‌ عدم صداقت و فريبكاري: جوهر روابط سالم ميان زن و شوهر صداقت است. صداقت اعتماد را بنياد مي نهد. زن يا شوهري كه با همسر ‌خود صادق نيست و با دادن وعده و وعيدها مي خواهد زندگي كند ، با رفتار خود كانون گرم و صميمي خانواده را ‌دچار تزلزل مي كند. زن و شوهري كه از واقعيت ها دور هستند و در عالم اوهام و تخيلات زندگي مي كنند ، آيا مي توان گفت كه زندگي زناشويي موفقي خواهند داشت؟ گاهي اوقات پنهان كردن حقايق (مخفي كاري) و فريب ‌دادن (فريب كاري) موجب مي شود اركان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسيب ببيند

چهار-‌ عدم توجه به نيازهاي همسر: ‌ زوج هاي موفق كساني هستند كه در صدد ارضاي نيازهاي همسر خود مي باشند. بنابراين هر زن يا شوهري ‌وظيفه دارد نيازهاي جسمي و روحي همسرش را بشناسد و در مقام ارضاي آنها برآيد.ارضاي نيازها به طريق ‌درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ايجاد امنيت رواني زوجين منجر مي شود و در نتيجه سلامت خانواده ‌تأمين مي گردد. براي مثال هر انساني نياز به " امنيت "، "محبت" ، "توجه و احترام " دارد. لذا هرگاه اين گونه ‌نيازها از طرف همسر تأمين نشود ، فرد احساس ناامني رواني مي كند و بهداشت رواني خانواده مختل مي شود

پنج -‌ ابهام و افراط در انتظارها ‌: به طورمعمول مشخص كردن انتظارها در روابط ، باعث معين شدن وظايف و حدود روابط افراد مي شود. در ‌خانواده هايي كه انتظارهاي متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، روابط آسيب پذيراست و زوجين دقيقاً نمي ‌دانند نسبت به يكديگرچه وظايفي برعهده دارند.تفاوت و تعارض در انتظارات موجب مي شود فضايي نامساعد و كينه توزانه به وجود آيد. گاهي ‌اوقات داشتن توقعات بيش از حد از همسر، مثل اينكه انتظار داشته باشيم او همچون فرشته باشد ، يا معلومات ‌بسياري داشته باشد ، يا در نظم و ترتيب سرآمد ديگران به حساب آيد، سلامت خانواده را در معرض تهديد قرار ‌مي دهد

شش -‌ دخالت ديگران: اكثر پژوهش هاي انجام شده در ايران درباره طلاق ، اين حقيقت را منعكس كرده كه دخالت ديگران مانند ‌اقوام و آشنايان ، والدين زن يا شوهر موجب شعله ورشدن اختلافات زن و شوهر مي گردد و در نهايت به طلاق و ‌جدايي منجر مي شود. زن يا شوهر به ويژه در اوايل زندگي مشترك توسط ديگران به طور ناشيانه راهنمايي و يا ‌در برخي موارد تحريك مي شوند.گاهي اوقات مادرشوهر يا پدرشوهر و مادرزن يا پدر زن عليرغم علاقه ، در ‌زندگي مشترك فرزندانشان مزاحمت ها و آسيب هايي را به وجود مي آورند

هفت -‌ مسائل اقتصادي و مالي: انسان ها نيازهاي مادي دارند كه بايد در حد متعادل ارضا شود، اما مسائل مادي نبايد همه امور را تحت ‌الشعاع قرار دهد. زندگي زناشويي نشيب و فراز دارد و زن و شوهر بايد با رعايت صرفه جويي، قناعت و عدم ‌تجمل گرايي، مسائل اقتصادي زندگي مشترك خود را تنظيم و اداره كنند. گاهي اوقات مسائل مالي و اقتصادي ‌بهانه هستند و زماني كه از زن يا شوهر سؤال مي شود كه چرا با يكديگر سازش نداريد؟ به اين گونه مسائل اشاره ‌مي نمايند و در نهايت "عدم توافق" و "عدم تفاهم" را عامل اصلي طلاق و جدايي معرفي مي كنند. بديهي است ‌كه اين عامل كلي و مبهم ( عدم توافق ) نمي تواند ما را به سوي شناخت عواملي كه سلامت خانواده را تهديد مي‌كنند، هدايت كند

هشت -‌ موانع فرهنگي و طبقاتي: گاه فرهنگ زن يا مرد به لحاظ عدم تناسب يا تضاد، سلامت خانواده را تهديد مي كند. براي مثال ‌ناهماهنگي فرهنگي و طبقاتي زن و شوهر ( مانند فرهنگ شهري در مقابل فرهنگ روستايي ) گاهي باعث تهديد ‌بنياد خانواده مي شود. ‌متأسفانه بعضي افراد به تعهدات اخلاقي و ارزش هاي حاكم مقيد نيستند و اين مسئله موجب مي شود زن و شوهر ‌در ظاهر زير يك سقف با يكديگر زندگي كنند، اما روح آنها از همديگر فاصله داشته باشد. در اين وضعيت زن ‌يا شوهر با " منم منم" گفتن !! و تفاخر به اصل و نسب خود، سعي مي كند همسر خود را سرزنش و تحقير كند. ‌بديهي است در چنين خانواده اي احساس حقارت هر يك از زوجين موجب مي شود فضاي رواني و عاطفي ‌نامساعدي به وجود آيد و زوجين از يكديگر متنفر شوند

نه -‌ هوسراني و ازدواج مجدد: عامل ديگري كه سبب آسيب زايي خانواده مي شود تنوع طلبي يا هوسراني است كه فرد به فرمان احساسات خود ، با فرد ديگري غير از همسر خود ارتباط برقرار مي كند و رابطه خود با همسر ‌قبلي را سست مي نمايد . در اين شرايط عواملي از قبيل زيبايي و يا ثروت طرف مقابل موجب گرايش به روابطي ‌خارج از چارچوب خانواده يا برقراري روابط پنهاني مي شود. اين وضعيت موجب مي شود روابط زن و شوهر ‌مخدوش گردد، بنياد خانواده سست شود و سرنوشت فرزندان به خطر افتد

ده -‌ سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات‌: مهمترين عامل آسيب پذيري خانواده ، بروز سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات است. بنابراين هر يك از زن و شوهر ‌به سهم خود مسئوليت دارند كه از به وجود آمدن سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات پيشگيري كنند



Tuesday, September 15, 2009

تفكراتي كه براي سلامت شما مضر هستند

ويژگي‌هاي شخصيتي ما بسيار بيشتر از تعيين چرخه‌هاي اجتماعي در زندگي ما تاثير گذار هـسـتـنـد. اسـتـفن بويل محقق مركز پزشكي دانشگاه دوك در كاروليناي شمالي در اين باره اظهار داشت: اين ايده كه رفتار يا شخصيت مي‌تواند در بلند مدت روي سلامت انسان تاثير بگذارد موضوع تازه‌اي نيست اما در اين مقاله ميزان اين تاثيرگذاري مورد بررسي قرار گرفته است. محققان مي‌گويند؛ درحالي كه افراد عصبي زودتر تحليل مي‌روند و ممكن است جان خود را به خطر بيندازند، برخي از افراد نيز به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي خاص خود ممكن است بيشتر عمر كنند
در اين تحقيق، پژوهشگران 7 نوع تفكر را عنوان كرده‌اند كه سلامت فرد را به خطر مي‌اندازند و بر جسم انسان تاثيرات نامطلوبي بر جاي مي‌گذارند كه عبارتند از

اسـتـرس: تحقـيـقات نشان مي‌دهد استرس و نگراني در طولاني مدت مي‌تواند كُشنده باشد؛ به‌ويژه استرس‌هاي محل كار كه احـتـمال ابتلا به بيماري‌هاي قلبي، آنفلوانزا، سندرم متابوليك و افزايش فشار خون را تشديد مي‌كند

غصه و تقدير: اندوهگين بودن، نه تنها از نـظـر اجـتـمـاعي مضر است بلكه تاثيرجسمي نامطلوبي نيز دارد. مطالعات نشان مي‌دهد افراد مبتلا به بيماري‌هاي عروقي اگر اندوهگين و غـصـه دار بـاشـنـد زودتـر مـي‌مـيرند. محققان مي‌گويند نوع شخصيت روي سيستم ايمني بدن و همچنين سيستم واكنش به استرس در انسان تاثير مي‌گذارد

اضطراب: بر اساس يافته‌هاي علمي، ميزان ابتلا به زوال عقل و آلزايمر در افرادي كه كـــمـــتـــــر مـــضـــطـــــرب مـــــي‌شــــونــــد،‌ پــــايــيــــن‌تــــر است. تحقيقات نشان داده است خطر ابتلا به زوال عـقـل در سـالـمـنـدانـي كـه آرام هـستند،50 درصد كاهش مي‌يابد

فـقـدان خـويشـتـنداري: آيا وقت ملاقاتتان دير شده و يا نمي‌توانيد كارهايتان را منظم كنيد و به اين خاطر كنترل خود را از دست داده‌ايد؟ پس بدانيد كه اين عدم خويشتنداري مي‌تواند به سلامت شما آسيب برساند. محققان مي‌گويند انـسـان‌هـاي خـوددار نسبت به ديگران عمر طولاني تري دارند

دلواپسي: افراد به شدت عصبي كه دائـمـا نـگـران و مـضطرب و مستعد ابتلا به افسردگي هستند به طور متوسط زودتر مي‌ميرند. به‌علاوه، اين افراد اغلب بيشتر سيگار مي‌كشند به اميد اين كـه سيگار اضطراب آنها را كاهش دهد اما متاسفانه با اين كار عمر خود را كوتاه مي‌كنند

بي‌هدفي در زندگي: اگر احساس مي‌كنيد در زندگي خود هدفي نداريد بايد بدانيد كه زمان سكونتتان بر روي كره زمين يا به عبارتي عـمـرتـان كوتاه خواهد شد. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كساني كه اهداف بالايي در زندگي دارند به زوال عقل مبتلا نمي‌شوند و ديرترهم مي‌ميرند

بدبيني: بدبيني و بدگماني نسبت به ديگران يك ويژگي شخصيتي است كه به گفته دانشمندان به خصومت و دشمني بازمي‌گردد و خــطـر ابـتلا به بيماري‌هاي قلبي را افزايش مـــي‌دهـــد. ايـــن افــراد اغـلــب در رفـتــار مـردم انگيزش‌هاي خصمانه پيدا مي‌كنند. دكتر بويل در مــطــالــعـات خـود نـشـان داده افـراد بـدبين 25درصد بيش از ديگران در معرض ابتلا به بيماري‌هاي قلبي هستند و به مراتب استرس بيشتري را در طول زندگي تجربه مي‌كنند.اگر شما هم صادقانه تصور مي‌كنيد كه هركدام از اين مشكلات را داريد، ‌از همين امروز به خاطر سلامت خودتان هم كه شده براي رفع آن تلاش كنيد

Thursday, July 30, 2009

آيا با زنان نبايد مشورت كرد ؟


شما اگر مرد هستيد، زنان را چگونه مي‌شناسيد و به آنان چگونه مي‌نگريد؟ اگر زن هستيد، آيا خود را شناخته‌ايد؟ به نظر شما فرق زن‌ها با مردها در چيست؟ آيا زنان هنر و توان خاصي دارند كه فقط مخصوص آنان باشد؟ ‌اصلا زن چگونه موجودي است؟ احكام و اوصاف "زن" از دو ديدگاه قابل مطالعه و بر دو قسم است:‌قسم اول، راجع به اصل زن بودن اوست كه هيچ گونه تفاوتي در طي قرون و اعصار در آنها رخ نمي‌دهد. مانند ‌لزوم حجاب، عفاف و صدها حكم عبادي و غير عبادي كه مخصوص زن است و هرگز دگرگون نخواهد شد.قسم دوم، ناظر به كيفيت تربيت و نحوه محيط پرورش زنان است كه اگر در پرتو تعليم صحيح و تربيت وزين ‌پرورش يابند، بينديشند، تعقل و تدبر داشته باشند تمايزي از اين جهت با مردها ندارند و اگر گاهي تفاوت يافت ‌شود، همانند تمايزي است كه بين خود مردها مشهود است. مثلا اگر زنان مستعد، به حوزه‌ها و دانشگاه‌هاي علمي ‌راه يابند و همانند طلاب و دانشجويان مرد به فراگيري علوم ومعارف الهي بپردازند و از لحاظ جهان بيني،‌انسان شناسي، دنيا شناسي، آخرت شناسي و ساير مسائل اسلامي، در دروس مشترك بين محصلين حوزه آگاهي ‌كامل يابند و نحوه تعليم و تبليغ ديني آنان چون رجال مذهبي باشد ، ديگر تمايزي با مردان ندارند . چه اينكه گروهي فعلا به بركت انقلاب اسلامي‌اين چنين‌اند. هوشمندي و نبوغ برخي از زنان سابقه ديرين داشته و سبقت آنان در موعظه‌پذيري نسبت به مردها شواهد تاريخي ‌دارد. آيا باز هم مي‌توان گفت رواياتي كه در نكوهش زنان آمده و احاديثي كه در پرهيز از مشورت با آنها وارد شده و ‌ادله‌اي كه در نارسايي عقول آنان رسيده عموميت دارد؟ مثلا‌ً گفته حضرت علي (ع) درباره عقول زنان كه فرمودند:‌ "‌بپرهيز از مشورت با زنان كه راي آنان ناقص و ‌تصميم آنان سست است "‌، ‌آيا هيچ گونه انصرافي از زنان محقق و دانشمند ندارد؟ و آيا مي‌توان گفت كه عقل آنان در بخش عقل نظري، چون زن هستند و تنها به خاطر مونث بودن آنها همتاي عقل ‌كودكان مي‌باشد و اراده و تصميم و عزم آنها در بخش عقل عملي سست و ناپايدار است و يا آنكه اين تعبيرها به ‌لحاظ غلبه خارجي است كه منشأ آن، دور نگه داشتن اين گروه گرانقدر از تعليم و تربيت صحيح است كه اگر شرايط درست براي فراگيري آنها در صحنه تعليم و تربيت فراهم شود حتما ‌غلبه بر عكس خواهد شد و يا لااقل غلبه‌اي در كار نيست تا منشأ نكوهش گردد.‌ عده‌اي از زنان در حالي اسلام آورده بودند كه شوهران آنها كافر بوده‌اند مانند دختر وليد بن مُغيره كه همسر ‌صفوان بن اُميه بود و قبل از شوهرش مسلمانان شد و يا ام حكيم دختر حارث بن هشام كه شوهرش عكرمهِ بن ‌ابي جهل بود، پيش از همسرش اسلام آورد.‌ وقتي اسلام به عنوان دين جديد در جاهليت دامنه دار حجاز جلوه كرد، تشخيص حقانيت آن از نظر عقل ‌نظري محتاج به هوشمندي والا و پذيرش آن از جهت عقل عملي نيازمند به عزمي فولادين بوده است تا هر گونه ‌خطر را تحمل نمايد لذا كسي كه در آن شرايط پيش از ديگران مسلمان مي‌شد از برجستگي خاص برخوردار بوده ‌و همين سبقت، از فضائل او به شمار مي‌رفت. چون تنها سَبق (تقدم) زماني يا مكاني نبوده است كه معيار ارزش ‌جوهري نباشد بلكه سبق رتبي و مكانتي (جايگاهي) بود كه مدار ارج، گوهر ذات خواهد بود. چنانكه سبق اسلام ‌حضرت علي(ع) از فضائل رسمي آن حضرت به شمار مي‌رود. از اين رهگذر مي‌توان به هوشمندي و ‌نبوغ زناني پي برد كه قبل از همسران خود دين حنيف اسلام را پذيرفته و حقانيت آن را با استدلال تشخيص داده و ‌در پرتو عزم استوار به آن ايمان آورده اند. در حالي كه مردان فراواني بودند كه از پذيرش آن استنكاف داشته و در ‌حقانيت آن ترديد داشتند.بلكه براي اطفاء نور آن سعي بليغ مي‌نمودند گرچه طرفي نمي‌بستند.نهايت اينكه زنان از نظر نوع و چگونگي رشد و پرورش با مردان هيچ تفاوتي ندارند و هرگاه اين زمينه براي آنان فراهم ‌شود، پا به پاي مردان به پيش آمده و حتي فراتر هم مي‌توانند بروند. هرچند در برهه‌اي از تاريخ و يا در ميان ‌اقوامي خاص اين زمينه و اجازه براي ترقي ابعاد انساني آنان فراهم نگشته است و عصر ظهور اسلام و دوران ‌جاهليت يكي از بارزترين اين نمونه‌هاست كه در آن، زنان، پرده‌نشيناني بودند كه رشد آنان از حد كودكي فراتر ‌نرفته و از شكوفايي ابعاد وجوديشان محروم بودند. لذا آنچه امير مومنان علي (ع) فرموده اند مربوط به چنين گروهي بوده است. ‌قطعا كلام آن حضرت مطلق نبوده كه تمام زنان عالم از ابتدا ‌تا ابد را فراگيرد و قطعا اين فرمايش، زنان فرهيخته و رشد كرده را فرا نگرفته و از آنان انصراف دارد.‌ پس با كسي بايد مشورت نكرد كه رشد فكري و انساني ندارد حال چه زن باشد، چه مرد.‌بايد با آنان كه صلاحيت فكري مشورت را ندارند به شور ننشست چه زن باشد ، چه مرد

زن درآينه جلا‌ل و جمال: آيت الله جوادي آملي


Saturday, May 30, 2009

نظر ديگران را در هفت دقيقه نسبت به خود تغيير دهيد


آفتاب یزد: آيا مي دانيد ديگران در مورد شما چه فكري مي كنند؟ ‌آيا مي توانيد روي تصور ديگران نسبت به خودتان تاثير مثبت يا منفي بگذاريد؟ البته كه مي توانيد! ‌اگر مي خواهيد تاثير مثبتي بر روي درك فردي ديگران از خودتان بگذاريد، 7 دقيقه بعدي را با ما باشيد تا به ‌شما آموزش دهيم كه چگونه مي توانيد نظر ديگران را به صورت دلخواه نسبت به خودتان تغيير دهيد. ‌يك كاغذ و قلم برداريد و ليست تمام صفاتي را كه در خود پيدا مي كنيد بر روي آن يادداشت ‌نماييد. در اين ليست بايد، هم خصوصيات منفي خود را ذكر كنيد و هم ويژگي هاي مثبت. حتي الامكان ‌سعي كنيد تمام خصوصيات اخلاقي خود را در آن بگنجانيد و از زواياي مختلف، شخصيت خود را تحليل و بررسي ‌كنيد؛ صاحب كار و تجارت، مدير، كارمند، والدين، خواهر و برادر، فرزند، دوستان، همكاران ... همه چيز
‌حالا فهرست مورد نظر را يكبار ديگر از بالا به پايين بخوانيد. آيا خصيصه ديگري به ذهنتان مي‌‌رسد كه بخواهيد به انتهاي ليست خود اضافه كنيد؟ به اعماق وجود خود نگاهي بيندازيد و 5 مشخصه ‌ديگر را هم اضافه كنيد، مـشــكـلي نــيــســـت، مـا صـبــر مي كنيم؛ حالا روي خصوصيات منفي خط بكشيد و فقط مثبت ها را نگه داريد. ‌در اين قسمت با استفاده از تمام خصوصيات مثبت يك بيوگرافي كامل در مورد خودتان بنويسيد. ‌خجالت را كنار بگذاريد! كسي متوجه نمي شود.‌در اينجا يك مثال را برايتان مطرح مي كنيم كه انجام اين كار برايتان آسانتر شود...<من به عنوان يك كارمند ‌فروش فكر مي كنم فرد سختكوش و قابل اعتمادي هستم. سعي مي كنم روزانه براي پيشبرد كارها ‌تلاش كنم و تمركز خود را بر روي اهدافم معطوف مي نمـايم. فكر مي كنم همسر مناسبي هستم، فرزندانم ‌علاقه بسيار زيادي به من دارند و بـهـتــريــن دوســت بـراي همـه هستـم. اصـولاً اطرافيانم زماني كه بخواهند كاري را ‌انجام دهند پيش از آن، با من مشورت مي كنند چراكه فردي مصمم و فكور هستم و حامي و پشتيبان خوبي ‌قلمداد مي شوم.> خوب حالا يكبار آن را با صداي بلند بـراي خـود بخـوانيـد. چطـور است؟ آيا اين خصوصيات ‌فردي نيست كه شما علاقه داريد با او آشنا شويد؟ از اين مهم تر، اين خصوصيات فردي نيست كه دوست ‌داريد ديگران در زمان آشنايي با شما تصور كنند؟‌ اين نوشته افكار دروني شماست، همان چيزي است كه انتظار داريد ديگران در زمان ملاقات با ‌شما از آن اطلاع پيدا كنند. حالا فرصت داريد تا كاري كنيد كه ديگران دقيقاً يك چنين برداشتي از شما ‌داشته باشند. ‌براي آنكه اين اعتماد به نفس را پيدا كنيم كه شخصيت واقعي خود را در برخورد با ديگران به ‌معرض نمايش بگذاريم، ابتدا بايد ببينيم كه نظر شخصي خودمان در مورد اخلاق و روحياتمان ‌چيست. توجه داشته باشيد كه تنها بايد خصوصياتي را روي كاغذ بياوريد كه تصور مي كنيد واقعاً در مورد ‌شما صحت دارند. ‌انجام اين عمل به شما كمك مي كند كه شخصيت واقعي خود را بهتر بشناسيد و گام هايي را در جهت ‌ارتقا و اعتلاي شخصيتي خود برداريد. با اين روش مي توانيد سعي كنيد كه هر روز بهترين فرد باشيد. ‌مي توانيد با بررسي دقيق ليستي كه تهيه كرده ايد به نتايج زيادي در مورد خود دست پيدا كنيد. به راحتي ‌متوجه خواهيد شد كه چرا انجام برخي كارها برايتان ساده و برخي ديگر دشوار است، چه چيز شما را ‌تشويق كــرده و چــه چـيــز انـگـيــزه را از شـمــا سـلـب مي كند، چرا نسبت به انجام برخي مسائل گرايش بيشتري ‌داريد و چرا از مواجهه با برخي رويدادها خودداري مي كنيد و نهايتاً درك صحيحي از نقاط ضعف و قوت خود‌پيدا مي كنيد‌

Monday, May 11, 2009

نگاهي به علل و شيوه هاي درمان افسردگي

اعتماد: دارسي لينس - ترجمه؛ فرانک باجلان

هر کسي در زندگي خوشي ها و ناخوشي هاي بسياري را تجربه مي کند و از اين رو غمگين شدن و ناراحتي هم يک احساس کاملاً طبيعي است و هر کسي به دلايل مختلفي نظير جر و بحث با يک دوست، يک ناکامي، ضعف در امتحان، انتخاب نشدن براي يک تيم ورزشي و مهاجرت يک دوست صميمي يا مرگ يکي از عزيزان، براي مدتي غمگين، افسرده و نااميد مي شود اما اين واکنش ها معمولاً کوتاه مدت است و پس از مدتي از بين مي رود. در حالي که افسردگي فراتر و طولاني مدت تر از اين حالات است به گونه يي که فرد را از فعاليت هاي طبيعي اش بازمي دارد. افسردگي افزون بر خلق و خوي فرد، افکار، ديدگاه و رفتار او را هم تحت تاثير قرار مي دهد. افراد افسرده به رغم توانايي ها و ارزش هاي واقعي که دارند به دليل افکار و احساسات منفي مدام خود را سرزنش کرده و احساس بي ارزشي و پوچي مي کنند. همچنين افسردگي مي تواند نشانه هاي فيزيکي هم همراه داشته باشد از جمله تهوع، از دست دادن اشتها، کاهش يا افزايش وزن، سردرد و مشکلات خواب. افسردگي موجب مي شود کوچک ترين مشکل در نظر فرد غيرقابل تحمل و توان فرسا جلوه کند. افراد افسرده چشم انداز روشن و نويدبخشي پيش رويشان نمي بينند و براي تغيير اوضاع به شکل بهتر احساس عجز و ناتواني مي کنند. آنها ممکن است به خاطر هر اتفاق کوچک يا حتي گاهي بدون دليل روشني گريه کنند. به دليل غم شديدي که احساس مي کنند و بي حوصلگي و کمبود انرژي، اغلب از کساني که اطراف شان هستند و از انجام فعاليت هايي که زماني برايشان لذت بخش بود، کنار مي کشند و به اين ترتيب منزوي تر و تنهاتر مي شوند که اين خود به مراتب افسردگي آنها را بدتر مي کند. دليل واحد و مشخصي براي اين اختلال وجود ندارد اما فاکتورهاي بسياري در اين امر دخيل است، از جمله ژنتيک، محيط، اتفاقات زندگي و داروهاي مصرفي. دانشمندان بر اين باورند که ژنتيک يکي از مهم ترين عوامل در ايجاد افسردگي است و افرادي که در خانواده شان سابقه اين بيماري وجود دارد احتمال ابتلاي بسيار بيشتري دارند اما اين امر به اين معنا نيست که هر کس سابقه اين بيماري را در خانواده اش داشت، افسرده مي شود و بسيار زيادند کساني که بدون داشتن عامل ژنتيک مبتلا به افسردگي مي شوند. پس ژن يکي از عوامل است اما تنها عامل آن نيست. محيط خانوادگي و اجتماعي فرد يکي ديگر از عوامل موثر در ابتلا به اين بيماري است. براي مثال مرگ يکي از نزديکان در خانواده مي تواند به يک غم غيرعادي و گاهي به افسردگي بينجامد. همچنين موقعيت هاي اجتماعي نظير فقر، بي خانماني يا خشونت هاي اجتماعي نيز احتمال افسردگي فرد را به همراه دارد. گاهي هم مصرف برخي داروها مي تواند روي تعادل هورمون هاي بدن تاثير بگذارد و در نتيجه خلق و خوي فرد را هم تحت تاثير قرار بدهد، که البته در اين موارد هنگامي که پزشک دارو را قطع مي کند افسردگي هم از بين مي رود. در واقع به اين نوع افسردگي، افسردگي واکنش مي گويند؛ افسردگي که ناشي از فاکتورهاي خارجي است که با برطرف شدن آنها افسردگي نيز برطرف مي شود. عموماً افسردگي را به دو گروه اصلي شديد و خفيف تقسيم مي کنند. چنانچه افسردگي شديد باشد و فقط چند هفته يي طول بکشد، به آن «افسردگي شديد» و اگر نشانه ها خفيف تر باشند اما مدت آن طولاني تر باشد به آن «افسرده خويي» مي گويند. برخي نشانه هاي افسردگي به شرح زير است
- احساس افسردگي و غمگيني تمام مدت : بدون هيچ دليل روشني
- احساس خستگي و بي حوصلگي تمام مدت
- ناتواني در لذت بردن از محيط اطراف و زندگي
- کناره گيري از دوستان و افراد خانواده
- زودرنجي، عصبانيت و اضطراب
- ناتواني در تمرکز کردن
- کاهش يا افزايش شديد وزن
- تغييرات اساسي در الگوي خواب : مشکل داشتن براي به خواب رفتن، خوابيدن يا بيدار شدن هنگام صبح
- احساس گناه و سرزنش خود يا بي ارزشي و پوچي
- احساس درد و ناراحتي : حتي بدون مشکل فيزيکي
- بدبيني و بي تفاوتي
- فکر کردن به مرگ يا خودکشي
چنانچه کسي پنج مورد يا بيشتر از اين نشانه ها را داشته باشد و اين حالات او بيش از دو هفته طول بکشد احتمالاً افسردگي دارد. نوجواناني که دچار افسردگي مي شوند نشانه هاي ديگري نيز دارند . آنها در مدرسه دچار مشکلات زيادي مي شوند، سر کلاس ها حاضر نمي شوند و علاقه و انگيزه خود را از دست مي دهند، قدرت فکري و تمرکزشان بسيار ضعيف مي شود، اين نوجوانان دچار ضعف اعتماد به نفس مي شوند و مدام از خود انتقاد مي کنند. تحمل مشکلات و تجارب تلخ در مدرسه برايشان بيشتر از حدي مي شود که بتوانند تحمل کنند و در نتيجه اين افکار منفي آنها را به سوي نتيجه گيري هاي اشتباهي سوق مي دهد که ممکن است نتايج جبران ناپذيري را دربرداشته است. اما خوشبختانه اگرچه افسردگي شايع ترين اختلالات روحي است در عين حال قابل درمان ترين آنها نيز هست. تحقيقات حاکي از آن است که 80 درصد کساني که به متخصصان مراجعه کرده اند، نتيجه گرفته و شرايط بسيار بهتري پيدا کرده اند، به گونه يي که از زندگي شان لذت مي برند. درمان افسردگي شامل مشاوره و گفت وگو درماني يا مصرف دارو و در برخي موارد هم ترکيبي از هر دو روش است
www. healthguidance.org